گروه آینه یکشنبه ، 26 اسفند ساعت 5 در دفتر نشر مهیستان ،
آخرین جلسه ی خود در سال 86 را برگزار خواهد کرد.
می دانیم که روزهای آخرسال است و همه گرفتارند، اما با حضورتان
جلسه را پر رونق کنید.


اول خبر که فراموش نکنید :
یکشنبه ، 12 اسفند ، ساعت 5 در نشر مهیستان جمع خواهیم شد که اول از همه دیداری تازه کنیم و بعد خواندن اشعاری، داستان کوتاهی و رنگی تازه به لحظه ها. و اگر فرصتی بود خانه تکانی مختصری که بدانیم از کجا شروع کردیم و کجا رسیدیم.
و خبر دیگر اینکه:
به همین زودی های زود ، آینه نشستی خواهد داشت
با زنان ناشر در حضور نویسنده های جوان و اساتیدی که همیشه آینه را همراهی میکنند.
بدرود ، هومان !
آقای امرایی بر خلاف همه ی مدیران،زودتر از همه آمده و خیلی ها نیستند و چشممان به در سیاه می شود و خیلی ها که منتظرشان هستیم ،بی خبر از اینکه بدانند، چقدر مشتاق دیدنشان هستیم.درگیر گرفتاری های ریز و درشتی که همیشه وقت گیر است .خصوصا این روزهای آخرسال که ترافیک و شلوغی خیابانها و تازه شدن سالی تازه و بستن پرونده سال کهنه در راه است.
" دیدگان خسته و خواب زده ی هومان از پس میله های سیاهچال قلعه،آسمان سیه فام و بی فروغ را به پرسش می خواند. نرمه بادی حتی نمی وزید .شب در رسیده و سنگینی اش را برشانه های شهر نشانده بود.خواب همه را در ربوده بود.تنها رود بیدار بود و وزغ های شبخوان و شب پره های کرانه های رود.تنها دیدگان راهبانان گشوده بود ؛راهبانان بیدار خواب دژهای بلند؛ و فقط دیدگان هومان که در بند بود. آن بالا ،تیغ ماه ،ابرها را می بریدو این پایین،رود پنهاور به رفتار همیشگی ،بی پروا دل شهر را می شکافت ومی گذشت... "
آقای امرایی بعد از خواندن اولین پاراگراف کتاب گفتند: این شروع کوبنده ای است برای خواننده ای که آشنا به اساطیر است و این سفر پیدایش است . و خدا گفت روشنایی بشود و شد. و ادامه دادند،جای جای رمان هم روی اسم رمان این نگاه است که هومان نام دیگر آدم است. و اضافه کردند که این کتاب به انگلیسی هم برگردانده شده که از قضا کار خوبی هم شده و توضیح دادند که دوستان ارمنی چون فارسی را درست درک نمی کنند.در ترجمه معمولا مشکلاتی دارند.
در باب نقد کتاب" الف دال میم " دکتر حجوانی ،نویسنده ی این سطور ،اشاره کرد به نثر ادیبانه و فاخر اثرکه با همه ی زیباییش و توصیفهای شاعرانه و خیال انگیز ،ارتباط برقرار کردن با متن کمی سخت بود و اینکه در کلیت رمان بیشتر با روایت اتفاق ها یعنی گفتن به جای نشان دادن مواجه بوده و رمان به عمق شخصیت ها نمی پرداخته و سریع از روی لحظه هایی عبور کرده که باید بیشتر مکث می شده .و اینکه رمان پر از نشانه بوده از روایت های تاریخی و مذهبی و اشاره داشته به قصه ی یونس ،اصحاب کهف،نوح،ابراهیم،بی بی شهربانو و ... و آنقدر نویسنده درگیر بحث معرفت شناسی و حوزه معنایی اثر شده که دور شده از جذابیت داستانی و ...
آقای دادخواه به نویسنده ی این سطور توضیح دادند که نپرداختن به ریزه کاری های شخصیت و قصه در قصه بودن ویژگی این ژانر است. فردیت وجود ندارد و شخصیت ها دو بعدی است.
آقای امرایی باز هم از خود رمان شاهد آوردند که چون رویکرد به اسطوره است باید زبان فاخر باشد. مگر اینکه بخواهیم نقیضه بنویسیم. آقای عزیزی تاکید فرمودند مسئله ی ریزبینی و جزیی نگری به ذات رمان برمی گردد و مبنای صحبتشان را بر همان حجمی از کتاب گذاشتند که در جلسه خوانده شد و از نویسنده عذر خواستند .خانم بیژنی، سیاهپوش و مغموم که از شیطنت ها و خند ه اش خبری نبود و دستش به کار نمی رفت که پرتره ای بکشد از دوستان حاضر در جمع که ایشان داغدار مرگ مادری بود که جای خالیش هیچ گاه پر نخواهدشد ، گفت که کتاب را سال 78 خوانده است و با توصیفات مشکل داشته اما زبان اثر را دوست داشته.
آقای حجوانی که صحبت آغاز کرد، نویسنده این سطور سر تعظیم فرود آورد براین همه تواضع که البته ایرادهای دوستان گفتند که خودم بیش از این از کاستی های کار خواهم گفت که شما مهمان نوازی کردید.با بیان اینکه این ژانر است نمی شود با توضیح ،حسی را عوض کرد و توضیح من در مقام دفاع دلنشین نیست. مگر اینکه توضیح بدهم که چه می خواستم بکنم.ایشان اشاره کردند که حکایت کسی که خودش در مقام معلمی است و داستانی خوانده که دیگران نپسندیده اند،حکایت لباس پادشاه است که دیگران گمان می کنند لباسی هست!
و ادامه دادند ،این داستان شخصیت محور نیست.شخصیت پردازی ندارد و مهلت نیست و اشاره کردند به حجم داستان و اینکه به لذت در ادبیات بیشتر اهمیت می دهندکه اول از همه باید اثر ،قصه داشته باشد.
و اشاره کردند،ساختار افسانه ها و قصه های دینی حادثه محور است.داستان هیومان ،داستان انسان است با همه ی ضعف ها که مثلا نو آوری نسل جوان را برنمی تابدو ...
آقای معتقدی که رمان دستشان نرسیده بود که اگر رسیده بود مثل همیشه دقیق خوانده بود و شفاف نظر می دادند، برایشان سئوال شده بود که ویرایش های متعدد ایجاد چند گانگی در حیات رمان و نظرات خواننده ی مختلف نمی کند؟
آقای حجوانی گفتند:
این به تشخیص نویسنده برمی گرددکه جاهایی را دوباره تغییر بدهد و تو ضیح مختصری در مورد ویرایش های مختلف رمان دادند اما تایید کردند که تغییرات این چنینی مربوط به کار تحقیقی است و باعث زحمت ناشر می شود.
بعد ازجلسه ی نقد،آقای بهاری ازطرف خودش و سایر دوستان از آقای امرایی تشکر کردندبابت ذوق و حسن سلیقه ی جناب امرایی در ترجمه داستان هایی که در هفته نامه آتیه چاپ می شود خصوصا داستان پسرها که جلسه ی قبل ، آقای بهاری برای گروه آینه کپی گرفته بودند. آقای امرایی در جواب تشکر ،توضیحاتی فرمودند درباره آتیه و بورسیه ی وسوسه انگیزی که همه امان خوابش را هم نمی بینیم.
و اما در انتهای جلسه آقای جانوند و آقای مرادی داستان خواندند و آقای بهاری ـ آقای دادخواه- آقای یاسین
محمدی و خانم عاطفه اشعارشان را برای گروه خواندند که اگر دوستان به مدیران وبلاگ اثرشان را داده بودند ، تقدیمتان می کردیم.دوستانی که آثارشان را برای گروه می خوانند ،اگر مایلند در وبلاگ گذاشته شود، می توانند روی فلاپی یا سی دی د راختیار نویسندگان وبلاگ قرار بدهند.
وخلاصه نه که مفصل اینکه ، این بود آخرین جلسه ی گروه آینه در سال86 در نشر افراز .
این بود...

در این جلسه ی گروه آینه ، با مدیریت آقای امرایی، رمان " الف ، دال ، میم " آقای دکتر مهدی حجوانی نقد و بررسی خواهد شد.مطابق معمول ،جلسه ساعت 5 شروع خواهد شد و بعد از جلسه ی نقد ،دوستان به خواندن اشعار و داستان هایشان خواهند پرداخت. در ضمن ، آینه پذیرای همه ی علاقمندان هست و خواهد بود.






