تبليغاتX
گروه آینه
فرصتی برای گپ و چای و ادبیات و لبخند

این نشست  گروه آینه به نقد و بررسی اشعار علی عبداللهی با اختصاص دارد .

مدیر این جلسه آینه/ آقای بابک بهاری است.

تعدادی از اشعار علی عبداللهی عزیز :

 

.آرامش مخدر چشم گاو

 می گویند در چشم های گرگ شراری ابدی است،

  از دوران پیش از کشف آتش

 و زیبایی شگفتی در آن می سوزد!

 که تمامی ندارد.

ظرافت عجیبی ست دردرک این نکته

و حقیقتاً که درست است!

اما از خود می پرسم،

چشمِ ِ گرگ

واقعاً از چشم گاو ، باشکوه تر است؟

 

پاسخ به این سؤال هرچه که باشد

جدال

 همچنان پابرجاست،

 مگر با طرح این پرسش:

شرار ابدی زیبایی سوزان چشم گرگ ها

قشنگ تر است

یا آرامش سبز و مخدر زن اردیبهشتی؟


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 0:25  توسط زهرا نوری  | 
   

اصلان قزللو                                                  علیرضا آستانه


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 13:56  توسط زهرا نوری  | 
 بنا به دلایلی تصمیم به تغییر روز جلسات آینه داریم. ممنون می شویم نظر خود را در مورد روزهای شنبه / دوشنبه / چهارشنبه ساعت پنج برای جلسات آتی آینه بگویید. از همه ی دوستان خواهش می کنم نظر شان را صریحا اعلام کنند لطفا برای اعلام نظر به قسمت نظر سنجی در ستون سمت راست وبلاگ مراجعه فرمایید 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 9:51  توسط رویا بیژنی  | 
داستان های دهاتی / برج / سیزده دربدری / صدای بید / مردن به وقت درخت سیب /

ماهی کوچک کفش یک زندانی / ضامن دارنامه

 

داستان دهاتی

ببخش كه اين چند خط را توی هم نوشتم. ورقه ها را هم كه مي بيني ، از صفحه تقويم كنده ام. به تاريخش كه نگاه كني، شايد به ياد آخرين باري بيفتي كه زدم روي شاسي تلفن و حرفهايم را قطع كردم. سردبير عزيز! دو سال گذشته است و نمي دانم روزي چند بار اين خاطره ها يا … نمي دانم، هرچه كه هست را خوانده ام! اين اواخرمي خواستم كه كاغذها را بسوزانم اما گفتم شايد به دردت بخورد. اگر خواستي بعد از خواندن آنها را بسوزان. ....................................................................................................................................... …

 

الان دو سال از ماجراي تو و او مي گذرد. يك حس غريب به تو ديكته مي كند كه تو عاشق نبوده اي. وگرنه نمي گذاشتي كه با آن مردك... . از اولش هم عشقي در كار نبود. تو يك خبرنگار پاره وقت بودي و او در روزنامه كاره اي بود. توي جلسات روزنامه براي اين كه يك حامي داشته باشي تا شايد كارت بگيرد و به حرفهايت اهميتي بدهند، موقع حرف زدن،دور آن ميز بزرگ سردبيري، به او نگاه مي كردي. چند جلسة اول وقتي كه حرف مي زدي، جواب لبخندش را مي دادي. اما بعد از آن... نمي دانم چرا كمتر توي جلسات مي آمد. خيلي نامنظم شده بود. تازه تو هم ديگر به حمايت او احتياج نداشتي. جانشين مدير تحريريه شده بودي! خرت از پل گذشته بود و ميز و صندلي ات را داشتي. حتي آزادانه در اطاق بزرگ سردبير سيگار مي كشيدي همه به حرفهايت گوش مي دادند. خبرنگارهاي جوان كه چند سال از خودت كم سن و سال تر بودند، مؤدب جلوي ميزت مي ايستادند و تو آرام عينكت را جابه جا مي كردي. بعضي ها مثل خودت دانشجو بودند. اما کسی تو را نمی شناخت نمي دانستند تبارو تاریخت به کجا آویزان است. صبح ها كه زنجير پردة دراپه را مي كشيدي و آفتاب پرده پرده روي ميزت مي افتاد، كسي سكوت اتاقت را كه سه نفر ديگر در آن كار مي كردند به هم نمي زد. و غروب كه كار تحريريه تمام مي شد، براي خداحافظي اغلب همه به تو سري مي زدند. اما آن صبح كذايي كه با عجله آمد و روزنامة ديروز را محكم بر سر ميز زد، همه چيز را خراب كرد: آقاي مدير..ر..ر. اين مسخره بازيها چيه؟ مدير را طوري تلفظ كرد كه انگار حرف آخر رفتگر را تأكيد مي كند.

 

 

ادامه داستان دهاتی/ داستان برج

 

 


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 11:33  توسط زهرا نوری  | 
یکشنبه ۲۶ خرداد ساعت ۵ عصرجلسه نقد داستان های آقای " آستانه " در انتشارات مهیستان است . انتظار جلسه ی پرباری را می کشیم. آقای آستانه ازمنتقدین و همراهان دلسوز گروه ادبی آینه است و این بار قرار است نوشته های ایشان در معرض نقد و بررسی سایرین قرار گیرد. داستان های برگزیده ی این جلسه در وبلاگ ایشان آمده است . آدرس انتشارات مهیستان : تهران - خیابان شریعتی -سه راه طالقانی-روبروی سینما صحرا- کوچه نقدی -پلاک ۱۲ طبقه اول

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 7:22  توسط رویا بیژنی  | 
حاضرین نشست :

خانم ها : اعظم کیان افراز – زهرا نوری –جبلی – لیلا کریمی – زهره حیدری – بهاره خطیری (که زحمت عکاسی را نیز عهده دار بودند)و آقایان: معتقدی – بهاری – جان وند – اسعدی – نادری – سوری- نجاریان و قزللو

نشر افراز محل تشکیل جلسه ماهانه ، امروز حال و هوای دیگری داشت .گل و شیرینی وکادو برای تولد بامداد کوچولو (کودک خانم کیان افراز و یاسین محمدی ) او که قبل از تولدش صاحب وب لاگ بود و پدر و مادرش برایش می نوشتند.

روی دسته گل رز نوشته شده بود "طلوع بامداد مبارک باد".

     اداره جلسه به محمود معتقدی سپرده شد و او با خواندن دو شعر زیبای "برمی گردیم با تو نفسی تازه کنیم" و "ازتکرار عاشقانه ها این صحنه  را دوباره بگیر" . ما را با تغییراتی در سبک و دست زدن به تجربه های جدید و به قول خودش جوان گرایی مواجه کرد.او سعی دارد زبانی نو رابه کار گرفته و از کهنگی فاصله بگیرد. شعر معتقدی را از سیاست و درد جامعه گریزی نیست حتی عاشقانه هایش . ولی باید دید این زبان نو را خواننده های اشعار نیز می پسندند ؟

خوانندگان می توانند در پایان گزارش ، اشعار و داستان کوتاه خوانده شده در جلسه را از نظر بگذرانند.

بهاری هم شعری کوتاه خواند . یکی از سلام وزمستان که می گذرد و دیگری ازبرکه و جادوی غروب، صدای قد کشیدن نی های میان تهی  و هدیه آبی که درآن اشک هایت رابشو یی . و دیگری ازلبخند آرامی که از چهره آسمان محو میشود و ...  و دست آخر از باران : بارانی که مست می کند...

معتقدی در وصف این اشعار : فضایی هایکویی وانسجام خاص روابط اشیا و حس موسیقیایی ازهم نشینی واژه هاوتردی و شکنندگی فضاها رایافته بود.

علی عبدالهی شعری کوتاه و تلخ خوانددر بیان بریدن آدمیان ازتبارو تاریخ ودیارشان وشیفتگی مسخ واربه فرهنگ بیگانه و مستحیل شدن در ارزش های غیربومی.

شعر " یک ساعت " یک ساعت کیهانی است که در آن دگردیسی یک انسان وپشت پا زدن بر تاریخ ، گذشته و ارزش های زادگاه و دیارتصویر شده و تاسف عمیق شاعر را بیان می کند.

عبدالهی خبر ازترجمه وانتشار"فاوست" فرناندو پسوا شاعر پرتقالی می دهد.که از آلمانی و تطبیق آن بانسخه نرجمه شده ازایتالیایی برگردانده شده است. شعری بلند با تک گویی های درونی ومقدمه ای 30 صفحه ای و مجموعا" 180 صفحه .

او توضیح میدهد که: این شاعر معروف قرن بیستمی پرتقالی اشعارش را به نام اشخاص دیگر نوشته و حتی برای آن هم بیوگرافی می نوشت .

اوباخواندن شعری ازکتاب مربور حضار رابه لحن کلام شاعر نزدیک کرد.ازفرناندو پسوا " دلواپسی "  و " دکان سیگار فروش " و " بانک دارآنارشیست " تاکنون به زبان فارسی برگردان شده است.

جان وند اشعار بسیار کوتاهی خواند که عموما" فضایی ضد جنگ وعواقب مصیبت بار آن بر کودکان بود . نمونه های این اشعار :

" ملک آوا: جنگ اگرنباشد کبوتران بر ویرانه اش  آشیان نخواهدساخت . "

" عموها آرام ! سوخته است دستان عروسکم ، ترقه نه بمب بود."

" کجا بخوابیم من وعروسکم  ، آسمان را اگر خراب کنند "

" خانه خراب شده ، هیج کبوتری نمی نشیند نه سفید نه سیاه "

معتقدی در این اشعار محتوی را قوی تر ازکلمات و جوهرشعری  یافت و نادری آن ها را بیشترتک مضراب تا شعر می شناخت بهاری هم شکسته شدن حصارکلمات و غلبه مضمون بر زبان شعری را یادآور می شد.

معتقدی : تفکر بر شعر حاکم است . محتوابر کلمات غالب و جای احساس و عواطف در روابط شعری خالی است. و ما با نوعی پازل مواجه هستیم . باید از پیش شعر عبور کردو جوهره شعر راقوی کرد. و از بیان اضافات خودداری و اجازه داد برخی سفیدی ها وفاصله ها را خود مخاطب پر کرده و به میل خویش معانی را دریابد. به هر حال نبایداز همان پیچ اول شعر رارها کرد.  اگر چه استعاره لازمه شعر است .

مواردی هم بر شمرده شد که در آن مضامین و محتوا بر زبان شعر غالب است .

بهاری اشاره به مثالی از اریش فرد  ترجمه عبدالهی داشت :

"بچه ها شوخی شوخی سنگ می اندازند، گنجشکها جدی جدی می میرند."

یا این مثال : " رازهایی بهتر است که هرگز گفته نشود"

معتقدی : یک ضرب المثل ژاپنی : "اگر میخواهی جهان را ببینی ، چشمانت را ببند "

عبدالهی : برجسته شدن نکاتی پند آموز که لازم است در ساختارشعر بیان شود ونه از زیبایی بیان شعر فاصله بگیرد.

 


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 9:38  توسط زهرا نوری  | 

اصلان قزل لو

 


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 17:14  توسط زهرا نوری  | 

یکشنبه / ساعت۵ / جلسه ی گروه آینه

محوربحث : نقد و مباحث تئوری پیرامون نقد ادبی


+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 22:34  توسط زهرا نوری  | 

آقای معتقدی


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 18:49  توسط زهرا نوری  | 
 
ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 14:11  توسط زهرا نوری  | 
 

جلسه  آینه / یکشنبه / ۵ خرداد در دفتر انتشارات  افراز / ساعت  ۵ برگزار خواهد شد.

اما نمایش فیلم مستند درباره ی زندگی احمد محمود به جلسات بعد موکول شد.

 


+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 15:1  توسط زهرا نوری  |