1-زبان شعر+ شعر خوانی دوستان و نظر ها(حد اکثر 45 دقیقه)
2- چای و گپ(15 دقیقه)
3-قالب های داستان + داستان خوانی و نظرها(حد اکثر 45 دقیقه)
شروع از ساعت 5 که دیر است . برای برنامه های زمستانی ساعت 4 را به رای بگذاریم.
این دو موضوع یکی برای شاعران و دیگری برای داستان نویسان باشد. لازم به یاد آوری است که هر دو موضوع ، می تواند در جلسه های بعد تداوم یابد .
در برنامه های بعد از میان اعضا یک گروه تحقیق نامزد شوند و با مشورت دیگران کتاب هایی را در زمینه ی شعر و داستان معرفی کنند و همه ی اعضا با مطالعه ی آن به جلسه بیایند.تا بحث ها پر بار شود.
برای بهتر شدن می توان یکی از اعضا برای موضوع خاصی داوطلب شود تا یک کتاب یا یک موضوع را در جلسه نقد و بررسی کند . تا همه احساس وظیفه و همکاری کنند.
برای هر جلسه یک نفر از اعضا مدیر باشد و این وظیفه نوبتی بگردد

باز ساعت 5 دور هم جمع می شویم به قدر
خواندن شعر و داستانی کوتاه .

موضوع جلسه:
نثر چیست؟
پینگ پونگی با سادگی واژه ها و نمایش فیلم مستند علف

ابتدای جلسه شقایق احمدپور برای حاضران در جلسه، اشعاری از مجموعه شعرش را خواند و دوستان به نقد و بررسی اشعار پرداختند.
سیاوش دانش آذر: ایشان گفتند با شعر کلاسیک شروع کردند.ذات قافیه هنوز در ناخودآگاه ایشان هست.اصرار درونی برای آوردن قافیه به کار لطمه می زند.در نگاه اول،خیلی کم از فعل استفاده کردند،این می تواند خوب باشد در همین حد … دغدغه سنت گریزی یا سنت ستیزی هست و هنوز ذهنش آزاد نشده.
اصلان قزللو : شعر بودن یک سری ویژگی ها را می طلبد.بعضی ها وارد معنی می شوندو بخشی از ویژگی ها را از یاد می برند. بعضی ها وارد تصویر می شوندو بعضی ها بازی زبانی. باید چند وجه را در نظر گرفت.یک وجه تخیل است.شعر فرمول ندارد.شعر هر جوری که صادر شد،خوب است.قافیه یا بی قافیه بودن مهم نیست.بعضی وقت ها موسیقی شعر کلاسیک در شعر نو می آید.در حالی که موسیقی شعر نو فرق می کند.در شعر کلاسیک عروض و قافیه هست که مهم است .اما بیشتر اشعار قدیم فقط نظم هستند نه شعر… در شعر نیمایی نیما می خواسته تفکر تجربی شاعر را تغییر بدهد.مثلا فروغ تجربه های خودش را بیان می کند.برای همین نو است.باید دیدی داشته باشیم که دیگران نداشته اند واز ظاهر شعر پیداست که تجربه های تازه است.
در ادامه ی جلسه آیت دولتشاه تازه ترین داستانی را که نوشته بودند،خواندند. و بعد نوبت به نقد داستان رسید که این بار چون دوستان کمی در جلسه حضور داشتند،فرصت نقد همه ی آثار فراهم بود.
راوی : داستان انزوای خود خواسته ی شخصیتی بود که بین گذشته و حال دست و پا می زد. و در گذشته خود را جستجو می کرد فقط نمی فهمیدم دل تنگ چیست.بی خیالی های گذشته یا معصومیت کودکی؟ معلوم نبود چه چیزی در حال اذیتش می کند.
اصلان قزللو : زبان فاخر و ادبی داشت.توصیف جزییات زیاد داشت که شاید لازم بود. خرده روایت های که جمع شده بود که معلوم نبود کجا گره خورده و کجا گره باز شده.کشمکش ها به نظرم کمرنگ بود.سخنرانی رفتن به سوی آینده بود که جلوی گذشته ها را می گرفت.
شقایق احمدپور: فضا را خیلی دوست داشتم .بخش هایی زائد داشت .مثل صحنه ای که قرار بود خودش را پرت کند .چرا توی گذشته گیر کرده؟
حامدحسن پور:دلایل گنگ بود که ما باور کنیم چرا این اتفاقها می افتد.لزوم برگشت به آنجا معلوم نبود.
اصلان قزللو: کمتر می شود با این شخصیت همذات پنداری کرد.
سیاوش دانش آذر: قصه ها ی آیت بیشتر پایان بندی ندارد یا در پایان بندی مشکل دارد.داستان های آیت کلاسیک نیست که بشود با ابزار کلاسیک نقدش کرد.با زاویه دید اول شخص مواجه هستیم.اگر من بودم اجازه می دادم روایت ها عوض بشود.مثلا نوع نگاه جباری و اذیت شدنش را ببینیم . کاش
می شد فقط نشان داد تا مخاطب خودش قضاوت کند بدون پیش داوری.
در ادامه ی جلسه سیاوش دانش آذر و اصلان قزللو برای دوستان اشعارشان را خواندند.
یکشنبه 29 مهر،آقای اسعدی دیر رسید،چون به سنت یکشنبه ها ازجلسه آقای عبداللهی آینه
می آمد مثل آقای بهاری. رویا نبود، این روزها عجیب درگیر بیماری پدر و نمایشگاه است. بهاره نیست .عاطفه عزیزی را از دست داده. آقای آقازاده خیلی وقت است که نیستند.امیدوارم رفع کسالت شده باشد. آقای نجاریان و خانم زندی اس ام اس می دهند که گرفتارند .خانم باباخانی وقت دکتر دارد و خیلی های دیگر که هیچ خبری از ایشان نداریم . امیدوارم یکشنبه هفته ی بعد مهیستان همه ی دوستان را زیارت کنیم.






