حالا که شدیدآ گلو درد دارم و دیگر حتی همان یک ذره ی دیروزی هم صدایم در نمیاید و فقط اصوات گوشخراش تقدیم باباجانم می کنم / صدای باباجان را از گوشی تلفن می شنوم که می گوید:
مگر دیوانه ای که با این احوالت می روی جلسه ای که پولی ازش در نمی اید؟
زخمناکترین صدای گوشخراشم را در میاورم و می گویمش :
ادامه مطلب...

جهان سیبی ست
ما دستهای طلبناکش
بر دار اندیشه از کرمی که می تراشدش
یا برگی که پنهانش می دارد
............................
جنگاور پیر از میدان نبرد باز گشت
بی پاسخ به این پرسش که
نام آخرین مغلوب چیست ؟
...........................
یک روز به نوروز
دهانم آب می افتد
از شکوفه ها
............................
در پارکها هیچ مردی با جیبهای پر از پرنده
آواز نمی خواند
در پارکها هیچ زنی
در سایه سار امن خویش
آواز نمی خواند
به گاه سا یه ساری من
و پرنده گی تو
آواز ما تنها مرثیه ایست برای آزادی

خنده ابلهانه
این خانه و این باغچه ارث ما و احمد سرایدار خانه و باغبان این باغچه است. ولی ما هر چه گل در این باغچه کاشتیم او خشک کرده است.
گناهی هم ندارد این بیچاره ابلهی است که فقط گندم و یونجه کاشته است و هیچ گونه سر رشته ای از گل کاری ندارد.
امروز صورت حسابی به دستم داده است که در آن مبلغی را برای خرید کود هزینه کرده است . می گویم احمدی ! تو که خودت ریدی به باغچه دیگه نیازی به کود نبود ! ابلهانه می خندد. و من عاشق این جور خنده هایش هستم.

پای آب سوخته تواین دشت های دور
نیست توی کله هیچکس
نه شرافت ..نه غرور
واسه ی یه کف نون
مردم گشنه می افتن به پاهای اهل زور...
ادامه مطلب...


گندم لبتشنه خوشه میشود
و خرزهره را سیل بباید بست برای روییدن
یکی را ایمان می دهند
در زمین دیمش میرویانند
بی منت آب
آن دیگری را صورت میدهند
تا سیرتش میسر نشود
حتی به بارش بارانها
مرا لبتشنهام برویان
چون گندم
دانهی دیمم کن
تا بی منت باران برویم
که آب را
اینجا...
ادامه مطلب...



به ساینا علیخانی و میش ِ وحشی ِ چشمش که اصالت و میراث است
کندو نیستی
تا موم ِ نگاهت را عسل بگیرم
از شهد ِ زنبور ِ کوهستان ِ ترانههایم
کندر نیز نه
تا معبد ِ شعرم را
از عنبر ِ تحدب ِ مشرقی ِ چشمهای ِ تو خوشبو کنم...
ادامه مطلب...

روزت بخیر"اورتگا"
چقدر
دیر آمدی
لطفاً
سری هم به دوستان "خاوری"ات
بزن
مادران
به دستهای سرخ تو
شک میکنند
شرمگین مباش...
ادامه مطلب...

«به سرفه ای تلخ»
به سرفه ای تلخ
درمیا نِ گلگون بستری آشفته
که به زیر سایۀ بلندِ زخم
آرام
آرمیده است ...
ادامه مطلب...






