در این نشست، گروه آینه به نقد اشعار اصلان قزللو - منتقد حوزه نقد شعر – با مدیریت رویا بیژنی خواهد پرداخت. علاوه بر نقد اشعار اصلان قزللو ،نمایش فیلم مستندی از زندگی زنده یاد احمد محمود را نیز خواهیم داشت که بنا به دلایلی در جلسه های قبل میسر نشده بود.
این هم سفارش اصلان قزللو به همراهان آینه :
با سلام
دوستان گرامی . سپاسگزارم . چه قدر این دوستان مشهور خوبانند چو شمع!
چند شعر برای نقد و بررسی می نویسم تا دوستان به صفحه ی اصلی منتقل کنند .
از همه عزیزان خواهشمندم خوب مطالعه کنند . تعریف کم تر باشد . شعار غذاخوری های معروف همیشه یادتان باشد:
خوبی هایش را به دیگران بگویید عیبش را به ما!
رود کوچک
از دل باور ديروز
به مرداب
افتاد
يک قدم آن سوتر
دريا بود!
28/2 87
ادامه مطلب...

مدیر این جلسه آینه/ آقای بابک بهاری است.
تعدادی از اشعار علی عبداللهی عزیز :
.آرامش مخدر چشم گاو
می گویند در چشم های گرگ شراری ابدی است،
از دوران پیش از کشف آتش
و زیبایی شگفتی در آن می سوزد!
که تمامی ندارد.
ظرافت عجیبی ست دردرک این نکته
و حقیقتاً که درست است!
اما از خود می پرسم،
چشمِ ِ گرگ
واقعاً از چشم گاو ، باشکوه تر است؟
پاسخ به این سؤال هرچه که باشد
جدال
همچنان پابرجاست،
مگر با طرح این پرسش:
شرار ابدی زیبایی سوزان چشم گرگ ها
قشنگ تر است
یا آرامش سبز و مخدر زن اردیبهشتی؟
ادامه مطلب...

ماهی کوچک کفش یک زندانی / ضامن دارنامه
داستان دهاتی
ببخش كه اين چند خط را توی هم نوشتم. ورقه ها را هم كه مي بيني ، از صفحه تقويم كنده ام. به تاريخش كه نگاه كني، شايد به ياد آخرين باري بيفتي كه زدم روي شاسي تلفن و حرفهايم را قطع كردم. سردبير عزيز! دو سال گذشته است و نمي دانم روزي چند بار اين خاطره ها يا … نمي دانم، هرچه كه هست را خوانده ام! اين اواخرمي خواستم كه كاغذها را بسوزانم اما گفتم شايد به دردت بخورد. اگر خواستي بعد از خواندن آنها را بسوزان. ....................................................................................................................................... …
الان دو سال از ماجراي تو و او مي گذرد. يك حس غريب به تو ديكته مي كند كه تو عاشق نبوده اي. وگرنه نمي گذاشتي كه با آن مردك... . از اولش هم عشقي در كار نبود. تو يك خبرنگار پاره وقت بودي و او در روزنامه كاره اي بود. توي جلسات روزنامه براي اين كه يك حامي داشته باشي تا شايد كارت بگيرد و به حرفهايت اهميتي بدهند، موقع حرف زدن،دور آن ميز بزرگ سردبيري، به او نگاه مي كردي. چند جلسة اول وقتي كه حرف مي زدي، جواب لبخندش را مي دادي. اما بعد از آن... نمي دانم چرا كمتر توي جلسات مي آمد. خيلي نامنظم شده بود. تازه تو هم ديگر به حمايت او احتياج نداشتي. جانشين مدير تحريريه شده بودي! خرت از پل گذشته بود و ميز و صندلي ات را داشتي. حتي آزادانه در اطاق بزرگ سردبير سيگار مي كشيدي همه به حرفهايت گوش مي دادند. خبرنگارهاي جوان كه چند سال از خودت كم سن و سال تر بودند، مؤدب جلوي ميزت مي ايستادند و تو آرام عينكت را جابه جا مي كردي. بعضي ها مثل خودت دانشجو بودند. اما کسی تو را نمی شناخت نمي دانستند تبارو تاریخت به کجا آویزان است. صبح ها كه زنجير پردة دراپه را مي كشيدي و آفتاب پرده پرده روي ميزت مي افتاد، كسي سكوت اتاقت را كه سه نفر ديگر در آن كار مي كردند به هم نمي زد. و غروب كه كار تحريريه تمام مي شد، براي خداحافظي اغلب همه به تو سري مي زدند. اما آن صبح كذايي كه با عجله آمد و روزنامة ديروز را محكم بر سر ميز زد، همه چيز را خراب كرد: آقاي مدير..ر..ر. اين مسخره بازيها چيه؟ مدير را طوري تلفظ كرد كه انگار حرف آخر رفتگر را تأكيد مي كند.
ادامه داستان دهاتی/ داستان برج
ادامه مطلب...


یکشنبه / ساعت۵ / جلسه ی گروه آینه
محوربحث : نقد و مباحث تئوری پیرامون نقد ادبی

جلسه آینه / یکشنبه / ۵ خرداد در دفتر انتشارات افراز / ساعت ۵ برگزار خواهد شد.
اما نمایش فیلم مستند درباره ی زندگی احمد محمود به جلسات بعد موکول شد.

فردا / یکشنبه / ساعت ۵ بعدازظهر ۲۲ اردیبهشت/ در نشر مهیستان منتظر حضور گرمتان هستیم با چای و لبخند و قصه و غزل و مباحثی پیرامون نقد از آقای اصلان قزللو.

این هفته هم مثل همیشه شعر خوانی و قصه خوانی داریم همراه با برنامه ای که آقای اصلان قزاللو مدیر وبلاگ خانه ی نقد/ ترتیب و در موردش صحبت خواهد کرد با مدیریت خودِ او و مثل همیشه پذیرایی مختصر و گپ و لبخند.
منتظر حضور گرم و صمیمانه تان همراه با اشعار و قصه های خوبتان هستیم .

جلسه ی آینه ،ساعت 5 در دفتر نشر افراز برگزار خواهد شد .
فردا در جمع آینه مهمان عزیزی داریم، برای شناخت ایشان شاید تنها این مقدمه کافی باشد.
مکرمه قنبری هنرمندی خلاق و نقاش چیره دستی بودکه دیر شناختیمش تا وقت هست،
وظیفه دانستیم که از خانم بهشتی دعوت کنیم تا از نزدیک با ایشان و هنرشان آشنا شویم.
بتول بهشتی، متولد 1317 بی هیچ تحصیلات آکادمیک و گذراندن دوره ی آموزشی یکی از
هنرمندان بزرگ عروسک ساز این مرز و بوم است که تعدادی از آثار ایشان در تئاترشهر،خانه ی
هنرمندان، نمایشگاه دانشگاه یزد و فرهنگسرای سالمندان درمعرض دید عموم قرار گرفته است.
در ضمن مدیرجلسه، آقای آقازاده خواهند بودو به سنت جلسه های پیش داستان خوانی و شعرخوانی خواهیم داشت.

" کانون فرهنگی زنان ناشر " و گروه ادبی "آینه "
"کانون فرهنگی زنان ناشر "و گروه ادبی " آینه " روز یکشنبه ۲۵ فروردین ساعت ۱۷ در دفتر انتشارات مهیستان نشست مشترک خواهند داشت .
ورود عموم در این نشست آزاد است . این نشست فرصت مغتنمی است برای آشنایی بیشتر ناشران ، صاحبان اثر و علاقمندان با یکدیگر .
نشانی : تهران - خیابان شریعتی - سه راه طالقانی - روبروی سینما صحرا - کوچه نقدی - پلاک ۱۲ طبقه اول

یکشنبه ، 18 فروردین ،ساعت 5 عصر دردفتر نشر افراز دور هم جمع خواهیم شد
به خواندن چند خط داستان و چند بیت شعر. خوشحال خواهیم شد که شما
دوست عزیز در این جلسه همراه ما باشید.

گروه آینه یکشنبه ، 26 اسفند ساعت 5 در دفتر نشر مهیستان ،
آخرین جلسه ی خود در سال 86 را برگزار خواهد کرد.
می دانیم که روزهای آخرسال است و همه گرفتارند، اما با حضورتان
جلسه را پر رونق کنید.

در این جلسه ی گروه آینه ، با مدیریت آقای امرایی، رمان " الف ، دال ، میم " آقای دکتر مهدی حجوانی نقد و بررسی خواهد شد.مطابق معمول ،جلسه ساعت 5 شروع خواهد شد و بعد از جلسه ی نقد ،دوستان به خواندن اشعار و داستان هایشان خواهند پرداخت. در ضمن ، آینه پذیرای همه ی علاقمندان هست و خواهد بود.

در این نشست گروه آینه، نقد و بررسی داستان یا شعر نخواهیم داشت و فرصت بیشتری خواهیم داشت برای شنیدن شعر یا داستان گروه آینه و میهمانانی که هر جلسه ، آینه را همراهی می کنند. منتظر شما و شنیدن آثار خواندنی شما هستیم.

با اینهمه نمی توان این موضوع را نگفته گذاشت که خوشحال می شویم در جلسه ی آینده حضورآ ببینیم و بشنویمتان.
لطفآ ادامه ی مطلب را کلیک کنید:
ادامه مطلب...

تمام همراهان نازنین جلسه ی آیینه ! عذر خواهی و ارادتمان را بپذیرید .

درینجه
داری حرف ميزنی. داری غرق ميشی. دست وپا ميزنی.نگات ميكنم.فروميری. دستهات رودرازميكنی. گوشم پرهواست.صدات دورو دورترميشه...متن کامل را در اینجا بخوانید
شعرهای ماژیکی
تو زندگی ما آدمهایی وجود دارن که ذهن ما رو بدجوری به خودشان مشغول میکنن وبدون اینکه بدانی همیشه یه گوشهای از ذهنت درگیر اوناست.هرجا،هروقت ؛وسط خواندن مطلبی،تو رختخواب موقع خلوتت،......متن کامل را در اینجا بخوانید
دلم برای باغچه تنگ میشود
دلت می خواهد این محلهی قدیمی را جوری زیر چادرسیاه حاج خانم پنهان کنی که لازم نباشد هر روز اینهمه ایرانیت،زنجیرهای قطور فلزی و وسایل یدکی اتومبیل ببینی....متن کامل را در اینجا بخوانید
زمان جلسه :دوشنبه ۱۰/۱۰/۸۶ ساعت ۵ عصر
مکان:خیابان شریعتی ، سه راه طالقانی ، کوچه نقدی ، شماره 12 ، طبقه اول ، انتشارات مهیستان

زمان جلسه :یک شنبه ۲/۱۰/۱۳۸۶ساعت۱۷
مکان:نشر افراز ،تهران ، خیایان انقلاب ، خیابان فلسطین جنوبی- خیابان وحید نظری- کوچه افشار پلاک 4- واحد 5






