عشق را
بدون بزک میخواستیم
دنیا را بدون تفنگ
روی دیوارهای سیاه
گل سرخ نقاشی کردیم
رهگذران به ما خندیدند
به ما خندیدند رهگذران
ما فقط نگاه کردیم
جادهها
دور شهر گره خورده بودند
در شهر ماندیم و پوسیدیم و خواندیم:
" قطاری که نتواند ما را از این جا ببرد
قطار نیست"
-----------------------------
بیهوده برایت شعر می گفتم
بیهوده برایت دامن گلداری خریدم
بیهوده.
مثل آینه
نگاه می کردی
مثل صندلی می ایستادی
ومثل میز.
همان بهتر که گریختم
توجزو اشیا شده بودی
بیهوده برایت شعر می گفتم
بیهوده برایت دامن گلداری خریدم
بیهوده.
مثل آینه
نگاه می کردی
مثل صندلی می ایستادی
ومثل میز.
همان بهتر که گریختم
توجزو اشیا شده بودی
سلام
به توافق رسیدیم جلسات آیینه را ماهانه بگذاریم تا هم به غم نان برسیم هم به دلتنگی یاران.
به توافق رسیدیم برای هر ماه روزهای جلسه و مدیران جلسه را بصورت چرخشی انتخاب کنیم تا هم در خدمت همه گان باشیم و هم در کنار همه اتان.
به توافق رسیدیم اولین روز ماه دیگر / هفتم باشد/ مهمانمان رسول یونان باشد و کتاب جدیدش را هم از ناشرش بگیریم تا در صورت تمایلتان با تخفیف تقدیمتان کنیم:

رسول ساده است / صمیمیست و همین است که از او شاعری ساخته با اشعاری دلنشین .
به توافق رسیدیم در کنارش شعر بشنویم و تلمذ کنیم.
قبول؟!
پس هفتم دی / ساعت پنج / نشر مهیستان/
تقویم کنارم نیست نمی دانم چند شنبه می شود / می دانم اما آینه ای ها خیلی مسرورند از حضور رسول یونان و دلگرمند به مهربانی های بی دریغ شما دوستان خوب و نازنین.
به امید دیدار
ادامه مطلب...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 19:12  توسط رویا بیژنی

برای عرض تسلیت به رویای عزیز ساعت 30: ۱۷ در نشرمهیستان
گرد هم جمع خواهیم شد.

قرار است در روند برگزاری جلسات آینه تغییراتی به وجود بیاید.
به همین منظور از همه همراهان همیشگی آینه ،
خواهش می کنیم در این جلسه شرکت کنند.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 0:58  توسط زهرا نوری

1-زبان شعر+ شعر خوانی دوستان و نظر ها(حد اکثر 45 دقیقه)
2- چای و گپ(15 دقیقه)
3-قالب های داستان + داستان خوانی و نظرها(حد اکثر 45 دقیقه)
شروع از ساعت 5 که دیر است . برای برنامه های زمستانی ساعت 4 را به رای بگذاریم.
این دو موضوع یکی برای شاعران و دیگری برای داستان نویسان باشد. لازم به یاد آوری است که هر دو موضوع ، می تواند در جلسه های بعد تداوم یابد .
در برنامه های بعد از میان اعضا یک گروه تحقیق نامزد شوند و با مشورت دیگران کتاب هایی را در زمینه ی شعر و داستان معرفی کنند و همه ی اعضا با مطالعه ی آن به جلسه بیایند.تا بحث ها پر بار شود.
برای بهتر شدن می توان یکی از اعضا برای موضوع خاصی داوطلب شود تا یک کتاب یا یک موضوع را در جلسه نقد و بررسی کند . تا همه احساس وظیفه و همکاری کنند.
برای هر جلسه یک نفر از اعضا مدیر باشد و این وظیفه نوبتی بگردد

باز ساعت 5 دور هم جمع می شویم به قدر
خواندن شعر و داستانی کوتاه .

یکشنبه ، 28 مهر ،نشرمهیستان ،ساعت 5
به سنت همیشه به خواندن شعر و داستان خواهیم پرداخت.
منتظر همه ی دوستان هستیم.

نقد و بررسی نمایشنامه رادیویی " اسطوره ی زامیاد "
به کارگردانی آقای امیر سرانجام
با مدیریت آقای شکرخدا گودرزی .

نقد و بررسی داستان ها و اشعار آقای جانوند با مدیریت آقای عبداللهی.
توضیح: فقط این هفته به خاطر مقارن شدن با زمان نمایشگاه ،
جلسه دوشنبه برگزار می شود.
برگزیده از کتابهای :
- گنجشکها قابل تاملاند
- عشق ماناست
-من و عروسکم
سال بيبر
ابرهاي سترون
نازاتر از هميشه
ميگذرند بر بام شهر
چيرگي تاريكي
و آخرين كسادي بازار
بر دامن روسپيان
!انديشه زمستان
77ترانههاي افغانينامش نجيب
افراشته گردن
دستانش بيل
انگشتانش كلنگ
!موي در باد
ريش بر سينه
دستار از سر ميگيرد
كلاه حصيري بر مينهد
آواز افغانياش را آغاز ميكند
!بيل شمارها
كلنگ زدنهاي بيفرجام
.سيمان پر ميكند و ميخواند
نمك بار ميزند و ميخواند
گشنه ميخواند
تشنه ميخواند
تصنيفي قديمي و كشدار
در باد ميپيچد و ميخواند
آهنگ برادركشي ممتد
همصدا ميخوانند
كشدار و بيفرجام
!بوئين زهرا
- تير 76
ادامه مطلب...

نقد و بررسی داستان های آقای اسعدی به مدیریت زهرا نوری / ساعت 17 تا 19:30
پل ورسک
با صدای زنگ، ناصر نیم خیز می شود:« آقا جمشیده.» و به دو می رود توی حیاط.
جمشيد چترش را تکان می دهد، می گذارد بیرون، دم در و با کیف دستی اش وارد می شود. خسرو از جایش بلند می شود. کتش را از دستش می گیرد و به جالباسی آویزان می کند. بعد می رود توی آشپزخانه تا برایش چای بریزد. جمشید نیم خیز می شود. چای را از دستش می گیرد و اشاره می کند:« ادامه بدید.» بعد کیفش را باز می کند. بجز وسائل خوشنویسی، یک کتاب هم توی کیفش گذاشته است: ترانه های خاطره انگیز– گلهای جاویدان...
سالهای ابری
تا ديدمش جا خوردم. كيفم را پرت كردم جلو در و بدو رفتم طرفش:«چته؟» زير بغلش را گرفتم و كمك كردم تا بلند شود. با اشاره دست بهم فهماند كه طوريم نيست. پريدم تو آشپزخانه، يك ليوان آب ريختم و گذاشتم كنار دستش. ديدم نميخورد، چند قطره ريختم توي دستم و شتك زدم به صورتش:
- چي شده؟ منصوركو؟
زل زده بود به پنجره:« نامرد رفت.»
- نامرد؟!...کجا رفت؟» ...
شكار كاكايي
کوچه پشتي رو دور زدم. نمیخواستم زود برسم، فکر کنند که ندید بدیدم. ده دقیقه ای که گذشت، سروكلهشان پيدا شد. ازروبهرو ميآمدند طرف پلي كه رويش ايستاده بودم. قربان صورتش را برق انداخته بود. صدايشان نميآمد اما از پا تكان دادنهاي رسول معلوم بود كه دارند درباره فوتبال حرف ميزنند. راه افتادم طرفشان:
- ابراهيم چهطوري؟ آب آوردهي؟
- آره.
- نون چي؟
- دو تا آوردهم.
قربان يكي از پلاستيكها را از دستم گرفت و سيگارش را كه تا نصفه كشيده بود زير پا له كرد. بعد نگاه كرد به رسول و گفت:
- اينجوري نگاش نکنها. دو تا مثل تو رو ميذاره تو جيبش.
رسول نگاه کرد به غلام كه داشت می خندید.
ادامه مطلب...

رو نمایی مجموعه اشعار پاره های عاشقی سروده ی استاد عزیز
آقای محمود معتقدی ساعت 5 ، نشر افراز .
پانویس: جلسه ای که قرار بود مرداد برگزار شود به ۲ شهریور منتقل شد.

ساعت 5 / نقد و بررسی نقاشی های رویا بیژنی

رو نمایی مجموعه اشعار پاره های عاشقی سروده ی استاد عزیز
آقای محمود معتقدی ساعت 5 ، نشر افراز .
اشعاری از این کتاب:
آوازی نا تمام
در خاموشی هایت
پیچ و تاب می خورد
شعله ای کوچک
صدای قلبت را
به پارک های قدیمی
می برد
به زودی
گل سرخی برای چشم های تو
می چینم
در غربت نیمکتی خالی
-------------------------------------
در برابرت
کسی نام هزار قبیله را
پشت سر دارد
آنگاه که
سطری از امید را
توشادمانه باز می خوانی
کسی
به تمام رنج های تو
اینک سلامی دوباره می گوید
در عصر تبسمی دشوار
که مرا به روزهای جهان
باز می گرداند
خبر بعد اینکه:
آقای نجاریان اطلاع دادند به مناسبت سال روز وفات شاملو شاعر بلند آوازه ی کشورمان ،چهارشنبه ، دوم مرداد ساعت 5 تا 7 مراسمی در امامزاده طاهر کرج برگزار می شود. برای دوستانی که مایل به حضور در این مراسم هستند، وسیله ایاب و ذهاب مهیاست. خ آزادی ،جلوی دانشکده دامپزشکی.
حرکت اتوبوس ساعت 4 بعد از ظهر.
پانویس: متاسفانه نشد که روز جلسه را تغییر بدهیم .

مثل همیشه ساعت ۵ به خواندن شعر و داستان هایمان خواهد گذشت.
خبر جدید :
انتشارات مهیستان قصد دارد مجموعه داستان مشترکی از گروه آینه به چاپ برساند.دوستانی که مایل هستنددر این مجموعه داستانی داشته باشند،می توانند تا پایان تیرماه آثارشان را به این آدرس com.gmail@ayyeneh یا el_babakhani@yahoo برای نشر مهیستان به مدیریت خانم باباخانی بفرستند.

در این نشست، گروه آینه به نقد اشعار اصلان قزللو - منتقد حوزه نقد شعر – با مدیریت رویا بیژنی خواهد پرداخت. علاوه بر نقد اشعار اصلان قزللو ،نمایش فیلم مستندی از زندگی زنده یاد احمد محمود را نیز خواهیم داشت که بنا به دلایلی در جلسه های قبل میسر نشده بود.
این هم سفارش اصلان قزللو به همراهان آینه :
با سلام
دوستان گرامی . سپاسگزارم . چه قدر این دوستان مشهور خوبانند چو شمع!
چند شعر برای نقد و بررسی می نویسم تا دوستان به صفحه ی اصلی منتقل کنند .
از همه عزیزان خواهشمندم خوب مطالعه کنند . تعریف کم تر باشد . شعار غذاخوری های معروف همیشه یادتان باشد:
خوبی هایش را به دیگران بگویید عیبش را به ما!
رود کوچک
از دل باور ديروز
به مرداب
افتاد
يک قدم آن سوتر
دريا بود!
28/2 87
ادامه مطلب...

مدیر این جلسه آینه/ آقای بابک بهاری است.
تعدادی از اشعار علی عبداللهی عزیز :
.آرامش مخدر چشم گاو
می گویند در چشم های گرگ شراری ابدی است،
از دوران پیش از کشف آتش
و زیبایی شگفتی در آن می سوزد!
که تمامی ندارد.
ظرافت عجیبی ست دردرک این نکته
و حقیقتاً که درست است!
اما از خود می پرسم،
چشمِ ِ گرگ
واقعاً از چشم گاو ، باشکوه تر است؟
پاسخ به این سؤال هرچه که باشد
جدال
همچنان پابرجاست،
مگر با طرح این پرسش:
شرار ابدی زیبایی سوزان چشم گرگ ها
قشنگ تر است
یا آرامش سبز و مخدر زن اردیبهشتی؟
ادامه مطلب...

ماهی کوچک کفش یک زندانی / ضامن دارنامه
داستان دهاتی
ببخش كه اين چند خط را توی هم نوشتم. ورقه ها را هم كه مي بيني ، از صفحه تقويم كنده ام. به تاريخش كه نگاه كني، شايد به ياد آخرين باري بيفتي كه زدم روي شاسي تلفن و حرفهايم را قطع كردم. سردبير عزيز! دو سال گذشته است و نمي دانم روزي چند بار اين خاطره ها يا … نمي دانم، هرچه كه هست را خوانده ام! اين اواخرمي خواستم كه كاغذها را بسوزانم اما گفتم شايد به دردت بخورد. اگر خواستي بعد از خواندن آنها را بسوزان. ....................................................................................................................................... …
الان دو سال از ماجراي تو و او مي گذرد. يك حس غريب به تو ديكته مي كند كه تو عاشق نبوده اي. وگرنه نمي گذاشتي كه با آن مردك... . از اولش هم عشقي در كار نبود. تو يك خبرنگار پاره وقت بودي و او در روزنامه كاره اي بود. توي جلسات روزنامه براي اين كه يك حامي داشته باشي تا شايد كارت بگيرد و به حرفهايت اهميتي بدهند، موقع حرف زدن،دور آن ميز بزرگ سردبيري، به او نگاه مي كردي. چند جلسة اول وقتي كه حرف مي زدي، جواب لبخندش را مي دادي. اما بعد از آن... نمي دانم چرا كمتر توي جلسات مي آمد. خيلي نامنظم شده بود. تازه تو هم ديگر به حمايت او احتياج نداشتي. جانشين مدير تحريريه شده بودي! خرت از پل گذشته بود و ميز و صندلي ات را داشتي. حتي آزادانه در اطاق بزرگ سردبير سيگار مي كشيدي همه به حرفهايت گوش مي دادند. خبرنگارهاي جوان كه چند سال از خودت كم سن و سال تر بودند، مؤدب جلوي ميزت مي ايستادند و تو آرام عينكت را جابه جا مي كردي. بعضي ها مثل خودت دانشجو بودند. اما کسی تو را نمی شناخت نمي دانستند تبارو تاریخت به کجا آویزان است. صبح ها كه زنجير پردة دراپه را مي كشيدي و آفتاب پرده پرده روي ميزت مي افتاد، كسي سكوت اتاقت را كه سه نفر ديگر در آن كار مي كردند به هم نمي زد. و غروب كه كار تحريريه تمام مي شد، براي خداحافظي اغلب همه به تو سري مي زدند. اما آن صبح كذايي كه با عجله آمد و روزنامة ديروز را محكم بر سر ميز زد، همه چيز را خراب كرد: آقاي مدير..ر..ر. اين مسخره بازيها چيه؟ مدير را طوري تلفظ كرد كه انگار حرف آخر رفتگر را تأكيد مي كند.
ادامه داستان دهاتی/ داستان برج
ادامه مطلب...


یکشنبه / ساعت۵ / جلسه ی گروه آینه
محوربحث : نقد و مباحث تئوری پیرامون نقد ادبی

جلسه آینه / یکشنبه / ۵ خرداد در دفتر انتشارات افراز / ساعت ۵ برگزار خواهد شد.
اما نمایش فیلم مستند درباره ی زندگی احمد محمود به جلسات بعد موکول شد.

فردا / یکشنبه / ساعت ۵ بعدازظهر ۲۲ اردیبهشت/ در نشر مهیستان منتظر حضور گرمتان هستیم با چای و لبخند و قصه و غزل و مباحثی پیرامون نقد از آقای اصلان قزللو.

این هفته هم مثل همیشه شعر خوانی و قصه خوانی داریم همراه با برنامه ای که آقای اصلان قزاللو مدیر وبلاگ خانه ی نقد/ ترتیب و در موردش صحبت خواهد کرد با مدیریت خودِ او و مثل همیشه پذیرایی مختصر و گپ و لبخند.
منتظر حضور گرم و صمیمانه تان همراه با اشعار و قصه های خوبتان هستیم .

جلسه ی آینه ،ساعت 5 در دفتر نشر افراز برگزار خواهد شد .
فردا در جمع آینه مهمان عزیزی داریم، برای شناخت ایشان شاید تنها این مقدمه کافی باشد.
مکرمه قنبری هنرمندی خلاق و نقاش چیره دستی بودکه دیر شناختیمش تا وقت هست،
وظیفه دانستیم که از خانم بهشتی دعوت کنیم تا از نزدیک با ایشان و هنرشان آشنا شویم.
بتول بهشتی، متولد 1317 بی هیچ تحصیلات آکادمیک و گذراندن دوره ی آموزشی یکی از
هنرمندان بزرگ عروسک ساز این مرز و بوم است که تعدادی از آثار ایشان در تئاترشهر،خانه ی
هنرمندان، نمایشگاه دانشگاه یزد و فرهنگسرای سالمندان درمعرض دید عموم قرار گرفته است.
در ضمن مدیرجلسه، آقای آقازاده خواهند بودو به سنت جلسه های پیش داستان خوانی و شعرخوانی خواهیم داشت.

" کانون فرهنگی زنان ناشر " و گروه ادبی "آینه "
"کانون فرهنگی زنان ناشر "و گروه ادبی " آینه " روز یکشنبه ۲۵ فروردین ساعت ۱۷ در دفتر انتشارات مهیستان نشست مشترک خواهند داشت .
ورود عموم در این نشست آزاد است . این نشست فرصت مغتنمی است برای آشنایی بیشتر ناشران ، صاحبان اثر و علاقمندان با یکدیگر .
نشانی : تهران - خیابان شریعتی - سه راه طالقانی - روبروی سینما صحرا - کوچه نقدی - پلاک ۱۲ طبقه اول

یکشنبه ، 18 فروردین ،ساعت 5 عصر دردفتر نشر افراز دور هم جمع خواهیم شد
به خواندن چند خط داستان و چند بیت شعر. خوشحال خواهیم شد که شما
دوست عزیز در این جلسه همراه ما باشید.

گروه آینه یکشنبه ، 26 اسفند ساعت 5 در دفتر نشر مهیستان ،
آخرین جلسه ی خود در سال 86 را برگزار خواهد کرد.
می دانیم که روزهای آخرسال است و همه گرفتارند، اما با حضورتان
جلسه را پر رونق کنید.

در این جلسه ی گروه آینه ، با مدیریت آقای امرایی، رمان " الف ، دال ، میم " آقای دکتر مهدی حجوانی نقد و بررسی خواهد شد.مطابق معمول ،جلسه ساعت 5 شروع خواهد شد و بعد از جلسه ی نقد ،دوستان به خواندن اشعار و داستان هایشان خواهند پرداخت. در ضمن ، آینه پذیرای همه ی علاقمندان هست و خواهد بود.

در این نشست گروه آینه، نقد و بررسی داستان یا شعر نخواهیم داشت و فرصت بیشتری خواهیم داشت برای شنیدن شعر یا داستان گروه آینه و میهمانانی که هر جلسه ، آینه را همراهی می کنند. منتظر شما و شنیدن آثار خواندنی شما هستیم.

با اینهمه نمی توان این موضوع را نگفته گذاشت که خوشحال می شویم در جلسه ی آینده حضورآ ببینیم و بشنویمتان.
لطفآ ادامه ی مطلب را کلیک کنید:
ادامه مطلب...

تمام همراهان نازنین جلسه ی آیینه ! عذر خواهی و ارادتمان را بپذیرید .

درینجه
داری حرف ميزنی. داری غرق ميشی. دست وپا ميزنی.نگات ميكنم.فروميری. دستهات رودرازميكنی. گوشم پرهواست.صدات دورو دورترميشه...متن کامل را در اینجا بخوانید
شعرهای ماژیکی
تو زندگی ما آدمهایی وجود دارن که ذهن ما رو بدجوری به خودشان مشغول میکنن وبدون اینکه بدانی همیشه یه گوشهای از ذهنت درگیر اوناست.هرجا،هروقت ؛وسط خواندن مطلبی،تو رختخواب موقع خلوتت،......متن کامل را در اینجا بخوانید
دلم برای باغچه تنگ میشود
دلت می خواهد این محلهی قدیمی را جوری زیر چادرسیاه حاج خانم پنهان کنی که لازم نباشد هر روز اینهمه ایرانیت،زنجیرهای قطور فلزی و وسایل یدکی اتومبیل ببینی....متن کامل را در اینجا بخوانید
زمان جلسه :دوشنبه ۱۰/۱۰/۸۶ ساعت ۵ عصر
مکان:خیابان شریعتی ، سه راه طالقانی ، کوچه نقدی ، شماره 12 ، طبقه اول ، انتشارات مهیستان

زمان جلسه :یک شنبه ۲/۱۰/۱۳۸۶ساعت۱۷
مکان:نشر افراز ،تهران ، خیایان انقلاب ، خیابان فلسطین جنوبی- خیابان وحید نظری- کوچه افشار پلاک 4- واحد 5






